آداب و رسوم مردم شانگهای

تک فرزندی در چین

این قانون که خانواده ها در چین میتونن فقط یک بچه داشته باشن تقریبا توی همه دنیا معروفه ولی نحوه مواجهه مردم با این قانون و تغییراتی که به مرور زمان پیش اومده تا قبل از اومدن به چین برام اصلا روشن نبود.

تا قبل از سال ۲۰۱۴ قانون میگفت اگر زن و شوهر هردو تک فرزند باشن می تونن دوتا بچه داشته باشن که از اول امسال اگر یکی از زن و شوهر تک فرزند باشن میتونن دوتا بچه داشته باشن! این تغییرات به دلیل رشد متوسط سن جمعیت چین هست که احتمالا قدم یعدی اجازه به همه زوجین برای داشتن دو بچه باشه. این قوانین در ایالت های خودمختار مثل شینجیانگ که اغلب مسلمانان اونجا هستن یا تبت اجرا نمیشه، البته به من گفتن این قوانین برای قوم HAN که ۹۰ درصد مردم چین رو تشکیل میدن وضع شده نه مسلمونا یا تبتی ها یا حدود ۵۰ تا قوم دیگه! حالا نمیدونم اگر یه HAN توی شینجیانگ یا یه مسلمون که HUI نامیده میشن توی خارج شینجیانگ زندگی کنه این قوانین تغییر میکنه یا نه ؟ از چند نفر پرسیم نمیدونستن.

حالا سوال اینجاست که اگر خانمی بچه دومش رو حامله شد تکلیف چیه؟ اونوقت اگر درست فهمیده باشم اگر بچه اولش پسر باشه که باید سقط کنه و اگر دختر باشه فقط دوتا انتخاب داره، اول اینکه جریمه داشتن بچه دوم رو بده که این مبلغ بسته یه شهر محل اقامت و شغل و درامد متفاوته مثلا برای بازیگرها یا پولدارهای معروف شاید بیشتر از ۲۰۰۰۰۰ دلار ، من یه بار یه آقایی رو توی یه شهر کوچیک در استان شاندونگ دیدم که حدود ۹۰۰۰ دلار داده بود بخاطره بچه دوم. اگر مادر بچه رو سقط نکنه از شغل دولتی اخراج میشه، بیمه و سایر مزایاشو از دست میده و خلاصه اگر توی شهر بزرگ زندگی کنه گرفتار میشه. توی روستا ها اینطوری نیست و خیلی از روستایی ها چیزی برای از دست دادن ندارن دولت هم نمیتونه مجبورشون کنه که یه بچه داشته باشن اصلا فکر میکنم برای همین باشه که جمعیت چین رشد منفی نداشته توی این سالها و از یک میلیاردو دویست میلیون به حدود یک میلیارد و نیم رسیده هرچند نرخ رشد خیلی کمتر شده ولی همچنان چینیها عاشق بچه هستن خصوصا توی شهرهای کوچیک تر. پسر هم که جایگاه خاص خودشو توی خانواده ها داره البته چند روز پیش یه گزارش میخوندم که نوشته بود چندین سال پیش به ازای هر ۱۰۰ دختر ۱۲۷ پسر متولد میشده ولی امسال به ۱۱۵ اگر اشتباه نکنم رسیده. سقط جنین بدون دلیل در چین ممنوع شده از چندسال پیش و گفتن جنسیت بچه قبل از تولد هم از طرف ازمایشگاه ممنوعه. از چندتاشون پرسیدم شما نمیتونین بفهمین بچه دختر یا پسر؟ گفتن باید یه پولی به اون دکتر بدی بعد بپرسی لباس پسرونه بخریم یا دخترونه؟ ولی مکتوب هیچ چیزی نمیدن. یه ازمایشگاه های غیر قانونی هم هستن که تست میکنن ولی اگر دولت بفهمه دستگیر میشن. انجام روشهای طبیعی یا اموزش اونها هم برای تولد پسر ممنوعه برای همین یه سری خانواد های پولدار میرن تایلند چون اونجا مراکزی هست که جنسیت بچه رو تعیین میکنن!

البته قشر تحصیل کرده که من بیشتر باهاشون برخورد دارم همچین دیدگاهی ندارن ولی شاید پدر مادرشون بیشتر دوست داشته باشن نوه پسر داشته باشن. یه بار یه خانومی رو دیدم توی پکن که یه پسر بزرگ و یه دختر کوچیک داشت این یعنی فاجعه! ازش پرسیدم چطور همچین چیزی ممکنه؟ گفت من یرای دخترم به اسم پدرم توی استان INNER MONGOLIA شناسنامه گرفتم اونجا هم مثل پکن سختگیر نیستین این یعنی اینکه دخترش توی شناسنامه پدرش، خواهرش بود!

یه بار هم توی شهر NANYANG استان HENAN یه خانومی وضع مشابه داشت یعنی پسر بزرگ و دختر کوچیک، بهش تو دیگه چه کلکی سوار کردی؟ گفت من مادر دخترم نیستم از یه خانواده فقیر روستایی که چهارتا دختر داشت به فرزندی گرفتم یا به نظر من خریده بود. گفت من خیلی دختر دوست داشتم و قسم میخورم دخترم رو حتی از پسرم بیشتر دوست دارم. بهش گفتم دخترت میدونه که شما مادرش نیستی؟ دیدم اشک تو چشماش جمع شد گفت هنوز نه! منم دیدم بهتره دیگه سوالی نپرسم.

الان که قانون به خانواده های بیشتری اجازه داشتن دوتا بچه میده ازشون میپرسم دوست دارن دوتا بچه داشته باشن؟ جواب اونایی که توی شهرهای بزرگ زندگی میکنن معمولا اینه که خرج بچه خیلی زیاده و از پس مخارج برنمیایم.
رفتارهای اجتماعی خوشایند

یکی از خصوصیات پسندیده ای که من از چینی ها دیدم احترام به بزرگترهاست. یک نمونه بارزش اینکه تو مترو به محض اینکه یه پیر مرد یا پیرزن وارد میشه یه نفر معمولا از جوونا از جاش میپره تا اون بشینه بجاش. لابد میگین خوب توی ایران هم همینطوره ولی بجاست که این خاطره خودمو اینجا بگم. یه روز صبح زود بود سوار اتوبوس خط ویژه ولیعصر شدم که از تجریش میومد به سمت ونک میرفت، مثل اغلب اوقات صندلی خالی نبود منم وایساده بودم، توی یه ایستگاه یه پیرمردی سوار شد ولی چه اتفاقی افتاد؟ اونایی که روی صندلی نشسته بودن یا داشتن از پنجره بیرونو نگاه میکردن یا سرشونو به موبایلو این حرفا گرم کرده بودن یا به زمین زل زده بودن یا مثلا خواب بودن البته همونطور که میدونین اغلب کسایی که توی مترو یا اتوبوس صندلی گیرشون میاد از این تکنیکها استفاده میکنن تا یه وقت توی موقعیتی قرار نگیرن که مجبور شن جاشونو به یه پیرمرد یا پیرزنی بدن. این جوری انگار نه انگار که اصلا ما خبر داریم. حالا عمق فاجعه این داستان که نذاشته از خاطرم بره اینجا بود که یه چینی جاشو داد به پیرمرد ایرانی واین واقعا تاسف آور برای من که یه نفر جاشو نداد به این آقا.

توی این مدت خود من هروقت با همسر جان و کوچولو مون سوار مترو میشیم و کوچولو بغل مامانش بوده یه نفر پاشده از همسر جان خواسته که بشینه سره جاش و مورد نقضی رو بخاطر ندارم.

یه عادت پسندیده چینیها که زیاد دیدم و ریششو نمیدونم اینه که خیلی وقتها وقتی با چینیها مشغول کاریم و مثلا وقت ناهار میشه از مدیر عامل کارخونه و اون کسانیکه با من بودن تا اون راننده ماشین همه سر یه میز میشینیم غذا میخوریم. توی ایران با اینکه مسلمونیم و سفارش هم در این زمینه زیاد داریم ولی افراد رده بندی میشن، یادم نمیاد جایی راننده ماشین پیش مهمونا و مدیرا نشسته باشه برای غذا متاسفانه، ولی این چینیها یه روحیه ای دارن که زود باهم گرم میگیرن و اون رییسه اون کارگرها رو هم تحویل میگیره، خیلی وقتها دیدم توی کارخونه ها که مدیرهای ارشد منو همراهی میکردن کارگرها احساس ترس نداشتن ازشون. چاپلوسی هم نمیکردن ولی توی ایران همه دولا راست میشن تا یکی رو میبینن. حالا شایدم اینا ارادتشونو جور دیگه ای ابراز میکنن که من متوجه نشدم ولی اینایی که گفتم بارها به چشمم اومده و تحسین برانگیز بوده.
قبل از نوشتن درباره رفتارهای اجتماعی یا بهتره بگیم آداب معاشرت در چین یا همون Etiquette که نمیدونم راستش ترجمه دقیق فارسیش چی میشه! گفتن این نکته ضروریه که بعضی رفتارها در یک جامعه عادی به نظر میرسه به هر دلیلی و برای مردم یه کشور دیگه ای غیرقابل تحمل توی همه فرهنگها میشه این تفاوتها رو دید ولی بهتره قبل از سفر به هر کشوری از این رفتارها اطلاع داشته باشیم تا آمادگی لازم رو برای نشون دادن عکس العمل مناسب داشته باشیم و باصطلاح ضایع نشیم یا حداقل اون طرف مقابل رو ضایع نکنیم!

یکی از عادات ناپسند چینیهای که زود بچشمتون میاد انداختن آب دهان روی زمینه! یعنی بطور خیلی عادی هرکسی ممکنه رو زمین تف باندازه، راننده ها هم از شیشه ماشین به بیرون تف میکنن و البته این تف کردن با یه سر و صدا عجیب همراه که با عرض معذرت ما بهش میگیم “اخ تف” ! خانمها خیلی کمتر از آقایون تف میکنن که بازم جای شکرش باقیه.

یه عادت دیگشون بلند حرف زدن پشت گوشی تلفنه! یعنی وقتی موبایلشون زنگ میخوره یه دفعه انگار دارن داد میزنن، فرقی هم نمیکنه توی خیابون، مترو، مغازه هرجایی باشن بلند بلند صحبت میکنن برای بقیه هم انگار نه انگار! بعضی موقعها توی قطار وقتی یه نفر مدت طولانی با تلفن صحبت میکنه میخوام خفش کنم!! کلا سروصدا کردن عادیه برای هیچکس هم مهم نیست، مثلا خیلی وقتها مخصوصا توی قطارها یه نفر ممکنه با لپ تاپ یا تبلت یا موبایل فیلم یا هرچیز دیگه ای رو بدون گوشی نگاه کنه اونم با صدای بلند و هیچکس هم اعتراض نکنه که بابا صداشو کم کن! من شخصا تا حالا چندین بار در چنین شرایطی رفتم با زبون بی زبونی بهشون حالی کردم که صداشو کم کن فلان فلان شده و اوناهم انگار تعجب میکردن چرامن معترضم؟! ولی بهر حال همیشه موفق شدم صداشونو خفه کنم!

این ایجاد سروصدا در هنگام غدا خوردن هم عادیه یعنی نودل که غدای اصلی چینیها بحساب میاد اگر با هورت کشیدن خورده نشه خلاف شرعه! البته طبق تجربه شخصی اگر شماهم به روش چینیها بخواهین نودل بخورین ناگزیر از هورت کشیدن هستین! چون وقتی میخواین رشته داغ رو از ظرف به دهان مبارک ببرین اگر یه دفعه اینکارو بکنین که قطعا میسوزین پس مجبورین کم کم هورت بکشین تا سرد بشه! البته من چون دل نمیخواد مثل اینا هورت بکشم مجبورم صبر کنم تا نودل کمی سرد بشه برای همین وقتی با اینا میخوام نودل بخورم همیشه یه ربع دیرتر غذام تموم میشه اونام میشینن بر و بر منو نگاه میکنن که چقدر طول میده منم تو دلم میگم دهنم مثل شتر آستر که نداره! البته خانمها مخصوصا اگر یکم با کلاس تر باشن به یک مهارتی با کمک قاشق چینی کوچیک و چوب نودل رو با سر و صدای خیلی کمتر و آهسته تر میخورن که اونم باز جای شکرش باقیه!

عادت بد دیگه این جماعت زدن “باد گلو ” که این یکی دیگه برای خیلیها غیرقابل تحمله! البته نتیجه اون هورتهای موقع غذا خوردن باید هم بادگلو باشه! وقتی خانمها بادگلو میزنن دیگه واقعا صحنه حیرت آوری برای ما میشه! من هنوز هم نتونستم خیلی با این مساله کنار بیام و وقتی دارم با یکی حرف میزنم و جلوی من باد گلو میزنه خودبخود صحبتم قطع میشه و نمیتونم مثل اینا بیتفاوت باشم.

 

شرایط و سن ازدواج

بر خلاف فرهنگ غربی ازدواج یکی از دغدغه های اصلی جوانان چینی بحساب میاد بطوریکه کلیه فعالیت های اونا رو تحت تاثیر قرار داده، از روزیکه از دانشگاه فارق التحصیل میشن به فکر ازدواجن، اینو بهتره بدونین که حداقل سن قانونی برای ازدواج تو چین برای دخترا ۲۲ سال و برای پسرا ۲۳ ساله یعنی ازدواج دانشجویی در مقطع کارشناسی تقربیا به لحاظ قانونی غیرممکنه!

اینجا هم مثل بیشتره دنیا پیشنهاد ازدواج از طرف پسر مطرح میشه و در واقع چیزی بنام خطبه عقد که در دین اسلام یا مسیحیت یا دیگر ادیان و مذاهب وجود داره اینجا مطرح نیست، ازدواج قانونی یعنی ثبت رسمی در دولت و گرفتن دفترچه و نمیشه گفت دختر و پسر از الان زن و شوهر اعلام میشن! تو شهرهای بزرگ دختر ها و پسرها قبل از ازدواج رسمی مدتی رو باهم زندگی میکنن باصطلاح بعنوان partner و از نظر خانواده ها مورد قبوله ولی تو شهرهای کوچیک یک تابو بحساب میاد و برای دختر خیلی سنگینه که بدون ازدواج با پسری همخونه بشه و خانواده ها که نقش بسیار پررنگی در زمینه ازدواج بچه ها دارن موافقت نمیکنن. مثلا من یکبار یه خانواده پولدار رو دیدم تو یه شهر دور افتاده و کوچیک که دختر خانواده میخواست با پسری ازدواج کنه که پدر دختر موافق نبود برای همین پدر تهدید کرده بود اگر این پسر رو ول نکنی هیچ پولی بهت نمیدم و حمایتتون نمیکنم. پدره صاحب یه کارخونه بزرگ بود و یه دختر دیگه هم داشت که ازدواج کرده بود با پسر مورد توافق پدر و بهمین خاطر دوماد صاحب همه چی شده بود، من با این شازده دوماد چندبار به کارخونه رفته بودم. پسره میگفت همه منو توی این شهر خوش شانس میدونن چون با وصلت با این خانواده صاحب خونه و ماشین شدم و یه پست مهم توی کارخونه بهم محول شده. توی دنیای مادی چینیها هم پول یعنی همه چی البته نمیشه گفت برای همه و برای اکثریت.

مهمترین شرط ازدواج دخترها و البته خانواده دختر برای ازدواج داشتن خونه مستقل توسط پسره برای همین مهمترین دغدغه پسرها بعد از ورود به دنیای کار خرید خونس چون بدون اون ازدواج امری محال بنظر میرسه. قیمت خونه هم تفاوت فاحشی در مناطق کوچیک و دورافتاده به نسبت شهرهای بزرگ داره. بهمین دلیل سن ازدواج دقیقا به نسبت همین تفاوت قیمت در مناطق شهری و روستایی متفاوته. مثلا تو شهرهای خیلی کوچیک پسرها در همون سن ۲۳ یا ۲۴ سال و دخترها هم در سن ۲۲ یا ۲۳ سال ازدواج میکنن چون خرید خونه با توجه به کمکی که خانواده پسر مجبورن بکنن کار خیلی دشواری نیست. البته اینو هم بگم که دولت وام خرید خونه معادل ۷۰ درصد قیمت خونه رو پرداخت میکنه و با داشتن ۳۰ درصد پول میتونن مثلا تا ۳۰ سال قسط وام رو بدن. ولی همین شرایط توی شهرهای بزرگی مثل پکن و شانگهای متفاوته و پسرها ممکنه تا سن ۳۰ سالگی هم نتونن این ۳۰ درصد پول خونه رو تهیه کنن. بهمین دلیل سن ازدواج تو این شهرها حدود ۳۰ سال یا بیشتر به نظر میاد.

خیلی کم مینی خانواده ای روکه مستاجر باشن چون اکثرا در حال پرداخت اقساط وام خرید خونن. این اقساط زن هارو وادار به کار میکنه چون پرداخت هزینه های زندگی با حقوق مرد خانواده به تنهایی تقریبا غیرممکنه مگر اینکه از خانواده پولداری باشه یا درآمد خیلی بالایی داشته باشه که اونم جزو استثناءات بشمار میاد.
آداب و رسوم غیر عادی مردم چین

در چین غازها به جای سگ ها نگهبانی می کنند

اختصاصی بیست ستون:

در این مورد خواندن مقاله “آشنایی با فرهنگ کشور چین” را به شما پیشنهاد می کنیم.

قبل از این که به هر کشوری سفر کنید ، لازم است اطلاعاتی راجع به آداب و رسوم رایج آن کشور داشته باشید تا مبادا ناخواسته به رسوم آنها بی احترامی نکنید . در ادامه قصد داریم آداب و رسوم عجیب چینی ها را بیان کنیم که دانستن آنها خالی از لطف نیست .

رسم پرکردن مداوم فنجان چای

در چین میزبان به طور مداوم فنجان چای مهمان را پر می کند و مهمانی که فنجانش پر می شود برای ادای تشکر به میز ضربه آرامی می زند. این رسم با نام پرکردن چای معروف است.

چینی ها هدیه را برای بار اول قبول نمی کنند

در چین از قبول کردن هدیه برای چند بار امتناع می کنند. اگر هدیه ای به یک چینی دادید و قبول نکرد، ناراحت نشوید زیرا این یک رسم رایج در بین مردم چین است. چینی ها سه بار از قبول کردن هدیه امتناع می کنند اما گاهی به سه بار نمی رسد. به طور کلی هدیه برای بار اول پذیرفته نمی شود اما اگر شخص مایل به دریافت هدیه باشد بعد از چند بار تعارف ، قبول می کند.

در چین تف کردن کار عادی است

اگر در خیابان یا اماکن عمومی یک چینی را در حال تف کردن دیدید، متعجب نشوید . تف کردن در چین کار بی ادبانه ای تلقی نمی شود و حتی ممکن است این کار در داخل وسایل نقلیه عمومی یا منزل انجام شود.

غازها در چین به جای سگ ها نگهبانی می کنند

در مناطقی از چین مانند ایالت سین کیانگ برای اجرای قانون از غازهای اهلی استفاده می شود. به عقیده مقامات چینی غازها دید قوی، صدای بلند و حالت تهاجمی دارند و می توانند به جای سگ ها نگهبانی کنند.

چینی ها با کف دست اشاره می کنند

در بعضی مناطق اطراف تبت و جاهایی که تبتی ها ساکن هستند ، اشاره کردن با انگشت کار بی ادبانه و ناشایستی قلمداد می شود . تبتی ها به جای اشاره با انگشت با کل دست که کف آن به طرف بالا و انگشتان صاف است ، اشاره می کنند .

افراد بومی چینی دوست دارند با گردشگران عکس بگیرند

گاهی در مکان های عمومی چینی ها از گردشگران می خواهند با آنها عکس بگیرند . معمولا از شما می پرسند آیا تمایل دارید با آنها عکس بگیرید .

انعام دادن در چین توهین به حساب می آید

در اکثر شهرهای دنیا انعام دادن در رستوران رایج است اما این کار در چین توهین آمیز است و تنها در فعالیت های مربوط به تور و هتل این کار انجام می شود .

چینی ها در ساحل از ماسک استفاده می کنند

پوشیدن ماسک چهره روند جدیدی در ساحل های کشور چین است . این ماسک در سال ۲۰۰۴ ساخته شد تا از پوست در برابر آفتاب و نیش عروس دریایی محافظت کند و در ساحل شهر چینگدائو مورد استفاده قرار گرفت . اکنون این ماسک در میان خانم های چینی هم رایج شده است .

چینی ها در خیابان چرت می زنند

در چین مردم را در خیابان ها، قطار، اتوبوس، ماشین یا اماکن غیرمعمول می بینید که در حال چرت زدن هستند و این کار در چین رواج دارد.

چینی ها به سختی تعارف را قبول می کنند

در چین رد کردن تعارف بسیار رایج است زیرا راحت قبول کردن آن نشانه غرور است .

آداب و رسوم مردم چین

بادگلو در چین نشانه سپاس گذاری است

بادگلو علامت سپاس گذاری و رضایت از غذا و تشکر از سرآشپز است . اگر یک چینی سر میز شام این کار را انجام داد ، تعجب نکنید .

چاپستیک را عمودی در ظرف غذا نگذارید

برای چینی ها ناخوشایند است که چاپستیک را به شکل عمودی درون کاسه برنج بگذارید زیرا آنها ر ایاد مراسمی می اندازد که برای مردگان شان برگزار می کنند . اگر در حین غذاخوردن دست هایتان را تکان می دهید ، چاپستیک را روی زمین بگذارید و بعد دست هایتان را تکان دهید.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *